ملاک دوم، ملاکی است که میلز، آن را برای تعریف شهر، تأیید میکند و بر روی آن اطمینان دارد.
شهر، منطقه ای است که در آن، زمین، برای خانه سازی، نسبت به سایر عوامل تولید، مخصوصاً، سرمایه، در مقایسه با نواحی اطراف آن، با شدت بیشتری، مورد استفاده قرار میگیرد. از آنجایی که مردم، معمولاً، در نواحی نزدیک به محل سکونت خود، کار میکنند؛ بنابراین، شهر، با دو عامل دیگر، یعنی، اشتغال بیشتر و تولید بیشتر کالا و خدمات، نیز، توصیف میشود. بهطور کلی، شهر، منطقهای است که نسبت تولید و سایر عوامل تولید به زمین، در آن، بیشتر از نواحی مجاور است. بهطور کلی، شهرها دارای سیستمهای پیچیده برای بهداشت، آب و برق، کاربری زمین، مسکن و حمل و نقل هستند و از سادگی حاکم در روستاها دورند.
شهر، محلی است با حدود قانونی که در محدوده جغرافیائی بخش، واقع شده و از نظر بافت ساختمانی، اشتغال و سایر عوامل، دارای سیمایی با ویژگیهای خاص خود، بوده؛ بهطوریکه اکثریت ساکنان دائمی آن، در مشاغل کسب، تجارت، صنعت، کشاورزی، خدمات و فعالیتهای اداری، اشتغال داشته و در زمینه خدمات شهری، از خودکفائی نسبی، برخوردار و کانون مبادلات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی حوزه جذب و نفوذ پیرامون خود، بوده و حداقل، دارای ده هزار نفر، جمعیت باشد.در هر نقطه که از نظر موقعیت و اهمیت، تشکیل شهرداری، ضرورت داشته باشد؛ ولو، جمعیت آن، به پنج هزار نفر، بالغ نشود؛ وزارت کشور، میتواند، در آن محل، دستور تشکیل انجمن و شهرداری بدهد.در زبان فارسی باستان، «شهر» را «خشت» میگفتند که به معنی پادشاهی بودهاست. در اوستا این واژه بهصورت «خَشَتَر» بوده که واژهٔ «شهر» در فارسی نو از همین واژهٔ اوستایی آمدهاست
از سال ۱۳۳۵ معیارهای مشخصی برای تبدیل روستا به شهر در نظر گرفته شد که از جمله آن، داشتن حداقل ۵ هزار نفر جمعیت بود. این مقدار در سال ۱۳۶۵ به ۱۰ هزار نفر افزایش یافت تا اینکه با تغییر دوباره قانون در سال ۱۳۷۱، مقدار کمینه برداشته شد و هر نقطه دارای شهرداری به عنوان شهر شناخته شد.این تغییر قانون در دوره دهساله ۱۳۷۵ تا ۱۳۷۸، باعث زایش بیش از ۴۰۰ شهر شد و نقش مهمی در افزایش درصد شهرنشینی ایران به بیش از ۷۰ درصد داشتهاست.
واژهٔ شهر در روزگار باستان مفهوم وسیعتری داشت و به معنای کشور، استان و ایالت و دولت به کار میرفت. این واژه بعدها با گذشت زمان مفهوم کوچکتری یافت و همپایهٔ شهر به معنای کنونی آن گردید.
واژهٔ شهر در زبانهای اهالی شرق ایران با واژهٔ «کنتا» (kanta، کند) که به معنای «حصار و بارو» است، نزدیکی دارد؛ برای نمونه در «سمرکند» (سمرقند) که نامش در روزگار باستان «ماراکند» بود. در استانهای شرق ایران، واژهٔ kanta-kantha به معنی شهر محفوظ ماندهاست. گمان میرود این واژه در روزگار باستان به معنای حصار، دیوار و بارو بوده که به صورتی دیگر عنوان ked-kad به مفهوم خانه را نیز داشتهاست. در سنگنبشههای سدهٔ سوم میلادی به «استان»، stry (در متون پهلوی= sahr «شهر») میگفتهاند و مناطق نیز شهر نامیده میشدهاند. حال آنکه مرکز استان یا پایتخت را «شهرستان» میخواندهاند. «شهر» توسط «شهردار» اداره میشده که در سدهٔ سوم میلادی احتمالاً یک شاه محلی بودهاست و فرمانروایان استانها را شخص شاهنشاه منصوب میکرد. مناطق یا شهرها توسط یک «شهرب» و یک «موبد» اداره میشدند. یک شهر یا ناحیه به «روستای»ها تقسیم میشد که شاید هر یک از چندین دهکده تشکیل میشدند. کوچکترین واحد «ده» بود که یک دهقان یا دهگان ریاست آن را برعهده داشت.
تاریخ تغییرات کالبد شهرها، در دهههای اخیر، به صورت موضوعی مهم، درآمدهاست. نخستین سه تمدن جهان، بر اساس زمان آغاز آنها، بینالنهرین، مصر و هند هستند که به تمدنهای مرده، مشهور بوده و تمدن غربی، از همین سه تمدن، نشات گرفتهاست. تمدن چین، استثنای خارقالعادهای میباشد. فرهنگ خدشه ناپذیر آن، از ابتدای پیدایش، در سه هزاره پیش از میلاد، در حاشیه رود زرد تا قرن بیستم م. همچنان، تداوم داشتهاست.
شهر را باید دارای پیشینهای بیش از هفت هزار ساله دانست که با فاصله اندکی از انقلاب نوسنگی، با تغییر شکل تدریجی جماعتهای روستایی دائم، در خاورمیانه، ظاهر میشود و به صورتی پیوسته، تا امروز، گسترش مییابد؛ به نحوی که امروزه، به شکل زیست غالب بشری درآمدهاست. پیدایش شهرها، تحولی شگرف، در فرایند تاریخ بود.
شهر، در قلب کل نظام یونان باستان قرار دارد. تمدن یونان، زمانی به حوزهای قدرتمند تبدیل شد و سخن از معجزه یونانی رفت که دولت-شهرهای یونانی بر پا شدند. سازمان شهر و آینده شهر، در مرکز تفکر یونانیان باستان قرار داشت.
انقلاب صنعتی، به عنوان محرکی نیرومند، با ایجاد نهادهای اقتصادی، اداری، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، ساختار شهرها را دگرگون کرد. بلکه تغییرات و تحولات شگرفی را در حیات اجتماعی شهر، به وجود آورد
شهرها، خاصیت مشترکی دارند و آن، تمرکز افراد در یک فضا، برای برآوردن خواستههای مشترک شان است؛ بنابراین، تفاوت خواستههای مشترک افراد، در دوران گوناگون تاریخ است که باعث پیدایش نظریههای مختلف، دربارهٔ دلایل به وجود آمدن شهر، شدهاست؛ برای مثال، فوستل دوکولانژ، تاریخنگار فرانسوی، معتقد است که شهرهای قدیمی را نباید، با شهرهای جدید، مقایسه کرد. در عصر حاضر، دلایل برتر، برای اثبات وجود شهر، دلایل اقتصادی است.
عمدهترین اثر انسان بر روی کره خاکی ایجاد مجتمعهای زیستی بالاخص شهرها میباشد. چرا که اغلب آثار به دلیل وجود شهرها و گسترش آن است که به وجود میآیند و رشد میکنند.
نظریههای شهرشناسی ایرانی: مانند راهبرد و سیاست سرزمینی جامعه ایران، از نظریه شهر بهآبادی، رابطه شهروندی و ناشهروندی، مقیاس شهری و مقیاس تک بنا و … میباشد.
طرح هادی شهری (Guide plan) بیشتر برای شهرهای کوچک و شهرهایی که تا حدود ۲۵۰۰۰ نفر جمعیت دارند، تهیه میشود.
در حقیقت، طرح جامع (Master plan) را میتوان سیستمی دانست که خط مشی اصولی و کلی سیاستهای شهری را تعیین میکند. روش مطالعه و انجام یک طرح جامع شهری، عبارت است از مطالعه وضع موجود، تجزیه تحلیل و نتیجهگیری از وضع موجود، تعیین اهداف و اولویتها، انجام پیشبینیهای لازم، ارائه طرحها و برنامههای توسعه شهری و اجرای آنها.
طرحی است که بر اساس معیارها و ضوابط کلی طرح جامع (Detailed plan)، نحوه استفاده از زمینهای شهری را در سطح محلات مختلف شهر و موقعیت و مساحت دقیق زمین برای هر یک از آنها و وضع دقیق و تفصیلی شبکه عبور و مرور و میزان تراکم جمعیت، تراکم در واحدهای شهری، اولویتهای مربوط به مناطق بهسازی، توسعه و حل مشکلات شهری و موقعیت کلیه عوامل مختلف شهری در آن تعیین میشود.
برچسب:
نویسنده: شیدا عباسی